تبليغاتX
رادیو معلم

رادیو معلم

براي مطالعه‌ي به آدرسhttp://www.radiomoallem2.blogfa.com/ برويد .

اين تيتر خبري است كه در تابستان 85 به گوش رسيد . با شنيدن اين خبر بايد خوشحال شد يا ناراحت . آيا اين يك خبر حزبي است . مثلاً اگر ما اصولگرا هستيم بايد خوشحـال شويم و اگر اصلاح‌طـلب ناراحت . اگــر يك مربي يا معلم يا ولي ‌دانش آموز حزبي نيانديشد بايد با شنيدن اين خبر چه احساسي داشته باشد ؟ ايا اين تصميم ،  به نفع تعليم و‌‌‌ تربيت است ؟

1) روز 18 اسفند سال 57 يعني 26 روز پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران ، نهاد امور تربيتي شكل گرفت . مهمترين اهداف تشكيل اين نهاد ، مبارزه با عناصر سلطنت‌طلب ، مجاهدين خلق و كمونيست ها و جايگزيني انديشه‌هاي اسلامي و انقلابي در ذهن دانش‌آموزان بود . آيا اكنون بعد از 28 سال بار ديگر منافقين  و يا كمونيست ها و عناصر سلطنت طلب به آموزش وپرورش هجوم آورده‌اند كه طرح احيا امورتربيتي به ذهن ها خطور كرده‌ است ؟

2) تاسيس هر نهاد و سازمان با اهدافي صورت مي‌گيرد . و بايد امكان رشد و بالندگي مستمر در آن نهاد فرار داده شده باشد . آيا نهاد امورتربيتي در اين 28 سال فعاليت خود ، همگام با تغييرات و پيشرفت‌هاي زمانه ،  تكامل يافته است و يا ما اكنون بايد افتخار نماييم آنچه شهيدان رجايي و باهنر در 28 سال قبل بنيان نهاده اند غبارگيري و به نام احيا امورتربيتي ارائه نماييم ؟

 3) متاسفانه در آموزش و پرورش هر فردي مشكلي در تربيت يافته نهادي بنيان نهاده است .  اما اين نهاد جديد نيز ، بعد از يكي دو سال فعاليت با نشاط , دچار خمودگي و روزمرگي شده است . در حال حاضر در مدارس « انجمن اسلامي »  , « بسيج مدارس »  « شوراي دانش‌آموزي » فعال است . در حالي كه اين تشكيلات ها ,  برنامه و بودجه ي كافي ندارند . حداقل بايد سپاس گفت كه سازمان و نهادي جديد تاسيس نشده بلكه از انبار نهادها  ، بهينه سازي يكي »  مورد توجه واقع شده است .

4 )  مدارس ايران محل تربيت نيست . ـ  بلكه محل تعليم است . ـ  و تقريباً بودجه و امكاناتي براي اين بخش در نظر نگرفته شده است . مثلا يك دانش‌آموز راهنمايي 90 دقيقه در كلاس است و 15 دقيقه وقت استراحت دارد . و همه انتظار دارند در اين وقت تفريح ، مسائل اخلاقي و اجتماعي را فرا بگيرد . آموزش وپرورش براي آموزش دانش آموزان 24 ساعت برنامه‌‌ي مصوب و كتاب درسي دارد . اما در بخش تربيت نه كتابي وجود دارد نه فرصتي و نه امكاناتي . ما انتظار داريم , دانش‌آموز خواب آلود  , در صبحگاه به سخنان ارزشمند مربي گوش بسپارد و ناگهان تحولي در روح و روان او پديد آيد و فرياد بزند :  خداوندگارا من به فطرت پاك خويش باز گشتم و همواره در مسير راست قدم خواهم زد .

5 ) گاه شنيده مي‌شود كه همه‌ي معـلمان وظـيفه ي تربيت را به عهده دارند . شايـسته ترين معلمان در اين بخش معلمان ديني هستند . اما ايا براي تربيت برنامه‌اي وجود دارد ؟ معلم ديني تدريس مي‌كند ودانش‌آموز مطالب كتاب را حفظ مي كند تا نمره‌اش بالاتر باشد . در دوره ي متوسطه دانش آموز مطالب را به صورت تستي ياد مي‌گيرد تا در كنكور رتبه‌ي بالاتري كسب كند . معلم هم در اين انديشه است كه در وقت مقرر كتاب را تمام كند .

6 ) تربيت و امور تربيتي چيست ؟ ايا مي‌شود با يك بخش نامه‌ي يكي دو صفحه‌اي  , تربيت را احيا كرد ؟ آيا دانش آموزان تهران و كردستان و سيستان و بلوچستان نيازهاي يكساني دارند ؟ آيا در اين طرح به مسائل دختران و پسران ابتدايي و راهنمايي و متوسطه در شهر و روستا توجه شده است . آيا مسئولين آموزش و پرورش كه در دو سه دهه‌ي اخير ثابت بوده‌اند دغدغه‌هاي نيروهاي اصول‌گرا را شنيده‌اند و شعاري باب طبع آنها مطرح كرده‌اند ؟

7 ) امور‌تربيتي بخشي از آموزش و پرورش است و نمي‌توان به صورت جزيره‌اي بخشي از اين وزارت را تغيير داد و‌از ديگر بخش‌ها خواست در اين حوزه تاثير گذار نباشند . ايا معلمان دغدغه‌ي مالي ندارند و عدالت در  قالب « هماهنگ سازي پرداختها » اجرا مي‌شود ؟ ايا  استعداهاي ورزشي , هنري و علمي دانش‌آموزان در مدارس شكوفا مي‌شود و يا دانش‌آموزان به حفظ مطالب مي‌پردازند ؟ آيا باورهاي ديني و رفتارهاي اجتماعي در كودكان و نوجوانان نهادينه مي‌شود ؟ آيا راهي براي بهره‌بردن از انديشه , دانش و تجربه‌ي يك مليون فرهنگي در آموزش وپرورش وجود دارد ؟ آيا مدرسه و معلم به اندازه‌ي كافي وجود دارد ويا بخشي از اينده‌سازان ايران در كپرها و توسط سربازان وظيفه آموزش مي‌بينند ؟  و اما و اگرهاي ديگر .

8 ) اجراي مراسم صبحگاه , نمازجماعت , برگزاري مسابقه‌هاي قرآن , نهج‌البلاغه , تحقيق و پژوهش , شعر وداستان ، نقاشي و خوشنويسي , اجراي برنامه‌هاي مناسبتي ، تزيين مدرسه در مناسبتهاي ديني و ملي ، كشف و پرورش استعدادهاي هنري و ادبي دانش آموزان , اداره‌ي كتابخانه , رسيدگي به مشكلات رفتاري دانش‌آموزان , توجه به فعاليت‌هاي بسيج دانش آموزي , انجمن اسلامي و شوراي دانش‌آموزي  , تدريس قرآن و پرورشي ,  بخشي از فعاليتهاي يك مربي است . در كنار اين همه او بايد به انبوه بخشنامه‌ها پاسخ دهد و فرمها ودفاتر بسياري را تكميل كند . اگر مربي را به عنوان كارشناس امور تربيتي قبول داريم بايد از برنامه‌ريزي فشرده براي او خودداري كنيم . امكانات و بودجه‌ي مناسب در اختيار او بگذاريم واز او بخواهيم با توجه به موقعيت مكاني و سن و جنس مخاطب خود هدف‌هايي را انتخاب و برنامه‌ها را اجرا كند .

9 ) امورتربيتي در سطح وزارت در معاونتي به نام « معاونت تربيت بدني و امور تربيتي » اداره مي شود . هر چه فكر مي كنم بين اين دو بخش چه ارتباطي وجود دارد پاسخي نمي يابم . اگربگوييم بين اين دو واژه هم آوايي وجود دارد بيراهه نرفته‌ايم . اما اگر بگوييم با تربيت بدني مي‌توان به پرورش روح وروان پرداخت  معاونتي به نام تربيت بدني و هنر يا حرفه و فن نيز به ذهن خطور مي‌كند .

10 )  درخت پربار امورتربيتي ك 28 سال پيش توسط شهيدان رجايي وباهنر غرس شد نياز به احيا ندارد . بلكه محتاج رسيدگي و رشد مستمر است . آيا مربيان كه صاحبان اصلي امر تربيت در مدارس هستند از آموزش كافي برخوردارند آيا براي تحصيل بخشي از آنها در مقاطع  كارشناسي ارشد و دكترا در رشته‌هاي روانشناسي و تعليم و تربيت و بازگشت آنها به عرصه‌ي تعليم وتربيت فكري شده است ؟ چرا ما براي تربيت پزشك كودكان سرمايه گذاري مي كنيم اما براي تربيت مربياني كه هر روز با فرزندان اين آب وخاك در ارتباطند به كمترين‌ها قانعيم ؟ آيا هنگام تدوين طرح احيا امور تربيتي به نظرات مربيان توجه شده‌است . و چه فكري شده است تا چند سال ديگر طرح«  احياي مجدد امور  تربيتي »  ارائه نشود 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 22:36  توسط   | 

مسئول محترم اداره : جهان هر روز شاهد دگرگوني وتغيير است .آموزش وپرورش به دليل ارتباط با هوشمندترين موجود ، موظف است شيوه‌هاي جديدي را در عرصه‌ي تعليم وتربيت در پيش گيرد .

معاون علمي ، پژوهشي : هر نسيمي كه سحرگاه مي‌وزد نشانگر يك آغاز است . وهر آغازي بايد ، با ديدي نو همراه باشد . جهان دانش و دانش جهان هرگز نمي ايستد . تغييرات هوشمندانه ، نشانگر حضور افرادي متفكر در فراسوي تحولات آموزشي است .

معاون تربيت بدني وامور تربيتي : اساس هر تحولي بر پايه‌ي انسان استوار است . انسان داراي دو بعد جسم وجان است . ما بايد در طراحي هر برنامه ، به اين دو بعد توجه نماييم .

مسئول پژوهشكده‌ي معلمان ودانش‌آموزان : تغييرات اساسي بايد برپايه‌ي تحقيق و پژوهش باشد . در حقيقت نگاه هوشمندانه همان نگاه محققانه است . در غير اين صورت هر تغيير ، شكل جديدي از اشتباهات گذشته است .

اين جلسه حدود دو ساعت ادامه داشت در بين جلسه ميوه و چاي صرف شد . و  افراد ديگري هم در سخن كفتند . در پايان جلسه همگي به هم خسته نباشيد گفتند . صبح روز بعد وانت‌باري روبروي اداره ايستاد . چند نفر صندلي‌هاي رئيس اداره را بيرون بردند ومبل‌هاي جديد را چيدند .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 5:46  توسط   | 

كانونهاي فرهنگي مكاني مناسب براي پرورش استعدادهاي دانش‌آموزان است . اما اين كانونها با مشكلاتي مانند نداشتن بودجه ونيرو مواجه هستند .در سالهاي 81 و82 به عنوان مربي ومعاون كانون شهيد بني‌طبا مشغول فعاليت بودم. وبا مشكلات كانونها از نزديك آشنا شدم واين طنز را نوشتم .

اولين روز مهر بود همه در جايي جمع شده بودند . او گفت مي خواهم سخت‌ترين شرايط را براي كانون‌ها فراهم آورم .هر كس نظري دارد بياننمايد .پترس كه دستهايش سرد وكرخت شده بود گفت : به نظر من كانون بايد صبح وعصر، زمستان وتابستان باز باشد .كوكب خانم كه زن پاكيزه وباسليقه‌اي بودگفت : كانونها بايد پاك وتميز باشد امانبايد خدمتگزار داشته باشد. ابوعلي‌سينا كه هزار سال پيش از اصفهان عبور كرده بود گفت : با توجه به ابعاد روح آدمي وهمچنين پديده‌ي فرار مغزها ، بهتر است كانونا در زمينه‌ي پرورش استعداد دانش آموزان در زمينه‌هاي فرهنگي ، ورزشي وهنري فعال باشند بي آنكه حتي يك دينار اعتبار داشته باشند .يگ لاكپشت كه به همراه دو مرغابي از آسمان مي‌گذشت دهان خود را گشود وبه ميان جلسه افتاد وگفت : بهتر است ازبالا به اين مسالا نگاه كنيم وبه نظر مربيان ومدير كانونها هيچ توجهي نكنيم . هما كه دختر خنده رويي بود و دندانهاي سفيد ومرتبي داشت گفت : نبود متولي وبرنامه‌ي مشخص ، مهمترين مشكل است براي دريافت امكانات بايد به كجا مراجعه كنم .

شتر اندكي گردن خود را بالا گرفت وگفت : شايد قدرت تحمل بعضي‌ها كم باشد اما هر فرد بايد مدتها در كانون زندگي كند بي‌آنكه آبي بياشامد يا غذايي بخورد . روباه كه خروسي در دهان داشت در گوشه‌اي نشسته بود وبا دقت به حرف‌هاي آنها گوش مي داد يگي از افراد به خروس گفت : با توجه به سابقه‌ي هنري پدرت در امور هنري ، آيا جنابعالي با فعاليت گروه‌هاي سرود هماه با موسيقي موافق هستي ؟ خروس گفت : تانظر روباه چه باشد ؟ روباه دهان خود را گشود و گفت : هنر فايده‌ي بسيار دارد و كانونها بايد اسعدادهاي ناب دانش‌آموزي را شكار كند . حالا ديگر خورشيد به نوك كوههاي مغرب نزديك مي‌شد و همه بايد به دنبال كار و زندگي حود مي‌رفتند .

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 21:35  توسط   | 

چند سالي از برگزاري سالانه‌ي مجلس دانش‌آموزي مي‌گذرد . در 3 روز برگزاري اين مجلس ‌، نمايندگان دانش‌آموزان كشور، در محل ساختمان مجلس شوراي اسلامي گردهم مي آيند وبه بحث وتبادل نظر در باره‌ي موضوعات مختلف مي پردازند . نشريه‌ي اينترنتي راديو معلم ، خبرنگار ويژه‌ي خود را به مجلس اعزام كرد آنچه مي خوانيد حاصل يادداشتهاي اوست :

ساعـت هـشت و سي دقـيـقه به ساختـمان مجلس شوراي اســــلامـي رسيدم . چنـد دانش آموزدرحالي كه سرهاي خود را پايين انداخته بودند دم در مجلس ايستاده بودند . از آنها پرسيدم : شما اينجا چه مي‌كـنيد ؟يكي از آنها جواب داد :  آقا ما دير رسيديم جلسه شروع شده ما را به مجلس راه نمي دهند به ما گفتند تا آقاتون را نياريد شما را به مجلس راه نمي ديم آقا تورو به خدا ضامن ما شيد . قول ميديم ديگه دير نكنيم .

خبرنگار ما درادامه مي افزايد پس از ضمانت اين افراد ، به جايگاه ويژه‌ي خبرنگاران رفتم . نمايندگان درصندليهاي خود نشسته بودند . رئيس مجلس همه رابه سكوت فراخواند وگفت خب  دانش آموزان عزيز ، قرار بود چند نفر از شما نمايندگان طرح ويژه‌اي را مطرح سازيد از نماينده ي اين فراكسيون درخواست مي شود به جايگاه تشريف بياورند . در اين هنگام يكي از نمايندگان به آرامي از جاي خود برخاست و پشت تريبون قرار گرفت وگفت دانش آموزان عزيز ، اميدوارم در امرخطير نمايندگي موفق باشيد قرار است در اين جلسه من طرحي را كه با همفكري همكاران تهيه شده مطرح نمايم . لازم مي‌دانم از فرصتي كه در اختيار من قرار داديد سپاسگزاري نمايم در اين هنگام رئيس مجلس به وي تذكر داد كه فقط يك دقيقه فرصت دارد اين نماينده در ادامه افزود :متاسفانه اين هفته پدرم مريض بود هفته‌ي قبل از اين هم رفته بوديم خونه‌ي خاله اينام . بقيه‌ي اعضاي فراكسيون هم تكليف مدرسه داشتند .بنابراين باتوجه به موارد اشاره شده وقتي براي تهيه‌ي طرح نداشتيم اميدوارم تا سال آينده ويا سالهاي بعد از آن فرصتي مغتنم پديد آيد تا طرح آماده گردد .

در اين هنگام رئيس مجلس با عصبانيت فرياد زد آقاي محترم ، پارسال هم همين بهانه ها را تحويل دادي ، برو لب در مجلس بايست و يك پا ودو دست خود را هم بالا تگه دارتا بعد از جلسه تكليف تو را معلوم كنم .

پس از چند لحظه رئيس جلسه خطاب به نمايندگان گفت : خب ، لايحه‌اي را مطرح مي كنم واز نمايندگان موافق مي خواهم قيام نمايند ” با توجه به كرامت انسانها و براي دفاع از حقوق كودكان ونوجوانان هيچ كس حق ندارد دانش آموزي را تنبيه كند ويا با كلام ورفتار خود باعث تحقيرآنها در مدرسه وكلاس شود. “اين لايحه با 149 راي موافق وتنها يك راي مخالف به تصويب رسيد . سپس اين مصوبه براي بررسي نهايي به شوراي تلفيق با وضع موجود فرستاده وبا تغييري كوچك عبارت هيچ كس حق ندارد به همه حق دارندتـغـيير يافت وبقيه‌ي عيناً به تصويب رسيد .وبه مدارس ابلاغ شد . 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 21:22  توسط   | 

الكساندر پيرتونوويچ تنها آموزگار دبستان روستايشان بود . او هر روز وقتي از مدرسه به خانه برمي گشت از كتابخانه ي كوچك خانه اش ، كتابي كه اغلب داستان بود بر مي داشت و مي خواند . تمام كتابهاي پوشكين و جخوف را بارها خوانده بود .گاهي وقتها هم خودش شعر يا قصه‌اي مي گفت .

آن روز عصر شعر اي زاغهاي آبي را پاكنويس كرد و براي مجله ي ويتانا كه در شهر لنينگراد چاپ مي‌شد فرستاد .الكساندر هر وقت كه به اين شهر كه در فاصله‌ي 20 كيلومبري روستايشان بود بود مي رفت يك شماره از نشريه ي ويتانا را مي خريد . چند روز گذشت . پستچي بسته‌اي را به مدرسه آورد .پاكت نامه را باز كرد شماره اي از هفته‌نام ي ويتانا و دست نوشته‌اي به خط سردبير را ديد . سردبير نوشته بود اقاي الكساندر پيرتونوييچ از شعر زيبايتان استفاده نموديم اگر شعر يا داستان ديگري داريد براي ما ارسال نماييد .ويتانا را باز كرد شعر اي زاغهاي آبي را دو سه بار خواند بسيار شادمان شد زيرا براي اولين بار مطلبي فرستاده و مورد قبول واقع شده بود .

فرداي آن روز ساعت انشا با اشتياق راجع به داستان‌نويسي حرف زد وبه بجه‌ها گفت شما مي‌توانيد با پشتكار آنقدر بنويسيد كه كتابهاي شما چاپ شود وبعد موضوعي را براي انشا تعيين كرد . بچه ها شروع به نوشتن كردند . خودش هم  خودكارش را برداشت و گفت كاغذ سفيد .  يكي از بچه‌ها از دفترش ورقي كند و به او داد در قسمتي از ورقه نوشته شده بود موضوع انشا مدرسه‌ي خود را توصيف كنيد  . ديوار مدرسه ي ما كوتاه است ودرب بزرگ آن زنگزده است ونياز به نقاشي دارد باغچه ,,,,,,,,,,,,,,

 الكساندر پشت ورقه شعر اي قوهاي فرمز را نوشت و براي نشريه  فرستاد ده روز بعد پستچي شماره اي از نشريه ويتانا را آورد.

ساعت ورزش وقتي همه‌ي بچه ها دنبال توپ مي‌دويدند ويتانا را باز كرد شعر اي قوهاي قرمز چاپ شده بود نشريه را ورق زد . يك صفحه بعد در قسمت نويسندگان فردا ، مطلبي نظر او را جلب كرد موضوع انشا مدرسه‌ي خود را توصيف كنيد  . ديوار مدرسه ي ما كوتاه است ودرب بزرگ آن زنگزده است ونياز به نقاشي دارد باغچه ,,,,,,,,ونوشته بود كه اين توصيفات زيباست اما وقتي نويسنده‌اي مانند الكساندر پيرتونوويچ بالاي سر دانش آموزان باشد استعدادها به آساني شكوفا مي‌شود .خنديد و گفت ويتاناي خوشمزه اين كه جزو نامه نبود . دو روز بعد نامه‌ي محرمانه اي به دستش رسيد كه از او مي‌خواست تا براي اداي توضيحاتي به شعبه ي محلي ك .گ . ب مراجعه كند.  صبح روز بعد با ترس ولرز به آنجا رفت .مرد كوتاه قامتي كه پشت ميز نشسته بود گفت : پس اين طور درب مدرسه زنگ زده و ديوارها كوتاه است توي باغچه به جاي گل ، خار كاشته اند تو فكر مي‌كني منظورت را نمي‌فهميم .آيا مدرسه نمادي از فرهنگ جماهير متحد شوروي نيست ؟ تو فكر مي كني ما دشمن كم داريم كه ديوارهاي كوتاه را به دشمن نشان مي‌دهي ،  سياه نمايي تا كي نويسنده‌ي عزيز . ذهن بچه‌هاي ميهن را مغشوش مي‌كني تا اين مطالب را بنويسند . حرفي براي گفتن داري ؟ مطمئناً اعتراضي نداري تو محكومي الكساندر .ده سال كار اجباري در در سيبري ، اين فضوليها را از سرت بيرون مي كند .زير اين برگه را امضا كن إ

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 21:19  توسط   | 

احتمالاً بسياري از معلمان با گذشتن از مرز 25 سال سابقه ، به بازنشستگي  به صورت جدي تر فكر مي‌كنند . سال سي‌ام خدمت كه شد همه يك جور ديگر به آدم نگاه مي‌كنند براي بسياري از معلمان هم بازنشستگي فرصتي است تا به شغل دوم خود بيشتر فكر كنند .بعضي هم كه شغل دوم ندارند به دنبال شغلي هستند تا اندكي از بار زندگي بكاهند .

*در آموزش وپرورش هيچ طرحي براي استفاده‌از تجربه ودانش فرهنگيان وجود ندارد .برخي از معلمان داراي مدارك كارشناسي ارشد ودكتري هستند و يا تاليفاتي دارند ويا در زمينه‌اي خاص داراي تجربه هستند اما چه قبل و چه بعد از بازنشستگي راهكاري براي طرح تجربه‌هاي آنها در مقياسي وسيعتر وجود ندارد .

*چند سالي است منزلت فرهنگيان به ويژه در هنگام بازنشستگي بيشتر شده است . در دفتر مدرسه و اداره براي او جلسه ترتيب مي‌دهند و چند نفري در باره‌ي مقام او سخن مي‌گويند ويا شعر مي‌خوانند وگاه او رابه نام مي خوانند واز او تعريف و تمجيد مي‌كنند تعريف‌هايي كه گاه در طول 30 سال خدمتش نشنيده است .

*به تازگي نشريه درست كردن در آموزش وپرورش مد شده‌است . پيدا كردن مطلب از مجلات مختلف بخش عمده‌اي از نوشته‌هاي اين نشريات است .اما براي آنكه اين نشريات تا حدودي حال و هواي بومي به خود بگيرد گاه با معلمان بازنشسته مصاحبه مي شود و صفحه‌اي به اين شيوه پر مي‌شود .آنچه مي‌خوانيد زندگي‌نامه‌ي يك معلم بازنشسته است كه به زبان طنز نوشته شده است .

من در سالهاي خيلي قبل به دنيا آمدم در بچگي خيلي كوچك بودم و مكرر گريه مي‌كردم . كه البته دليل آن كمبود امكانات  در آن زمانها بود بعد كم كم بزرگ شدم و شروع به راه‌رفتن به صورت چهار دست وپا كردم .وبعد در يك روز معمولي ايستادم و از همان وقت راه رفتن را آغاز كردم در اينجا وظيفه‌ي خود مي‌دانم يادآوري نمايم كه من وقتي خيلي كوچك بودم دندان هم نداشتم . وقتي 7 ساله شدم با علاقه به مدرسه رفتم اگر چه پدرم هميشه مي‌گفت اگر دستهاي سنگين او نبود من هيچ وقت پايم را به مدرسه نمي گذاشتم آن روزهاي قديم كه من به مدرسه مي‌رفتم اين همه پيشرفت و تكنولوژي‌هاي جديد نبود.معلم‌ها هم بيشتر از گچ وتخته سياه استفاده مي‌كردند شايد تصور اين موضوع براي معلمين امروزي مشكل باشد كه آن روزها در مدارس نه از تلويزيون خبري بود نه از فيلمهاي آموزشي .ومعلمها فقط روي كتاب آموزشي تاكيد مي‌كردند . آن روزها ماشين هم خيلي كم بود و مانند حالا نبود كه كه بچه‌ها اين همه به گردش علمي بروند .من يادم هست ما را  سالي يك بار يا دو بار به اردو مي‌بردند  .مدارس  يا اصلاَ كتابخانه نداشت   ويا وضع آن  خيلي رو به راه نبود . شيوه‌ي تشويق يا تنبيه در مدارس قديم هم جالب بود . اگر بچه‌اي درس نمي‌خواند به او تركه مي‌زدند و مثل حالا نبود كه از خط‌كش چوبي يا فلزي استفاده شود آن زمانها وقت ما هميشه در كلاس صرف مي‌شد.و از فعاليت‌هاي جنبي خبري نبود البته شايد اين حرفها براي شما عجيب باشد اما در اين پنجاه سال دنيا واقعاً تغيير كرده است وسايل ارتباط جمعي فراگير شده وضع اقتصادي مردم به مراتب بهتر شده وميانگين سواد مردم بيشتر شده است اما اوضاع واحوال آموزش و پرورش تغييري نكرده خب حالا ديگر من بايد به آژانس بروم تو هم برو  خداحافظ

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 23:31  توسط   | 

يكي از ضرب‌المثل‌هاي شيرين فارسي همين ” رفتيم ثواب كنيم كباب شد“ است . طبق اين مثل ، فردي در نظر دارد كاري انجام دهد كه بازده مثبتي داشته باشد اما به دليل محاسبه نكردن همه‌ي جوانب امر ، كار به گونه‌اي رقم مي‌خورد كه اين ضرب‌المثل به ذهن مي‌رسد .بسياري از تصميمات آموزش وپرورش مصداق همين ضرب المثل است يكي دو نمونه عرض مي‌شود اگر همكاران نمونه‌هاي ديگري را سراغ داشته باشند در بخش نظرها اضافه كنند .

1)        طرح ارتقاي شغلي : يكي از اصول مديريتي بهبود مداوم عملكردهاست . مثلاً ايران 40 سال پيش ،  كارخانه ي پيكان را احداث كرد . و در 40 سال فعاليت خود اتومبيلهايي يكسان توليد كرد درست است كه پيكان در سال 1340 اتومبيلي پيشرفته بود اما در سال 1384 بايد خط توليد آن برچيده مي‌شد اما همان سالها كشورهايي در جنوب شرقي آسيا اتومبيل‌هايي مانند پيكان وارد بازار كردند با اين تفاوت كه هر سال بر كيفيت آن افزودند .در نظام آموزش وپرورش نيز همين سخن مصداق دارد با اين تفاوت كه پيكان امروز و40 سال قبل را مي توان ديد و با هم مقايسه كرد اما ديدن و مقايسه ي آموزش وپرورش امروز و 40 سال قبل  چندان آسان نيست . نمي‌دانم كدام شير پاك خورده‌اي تصميم گرفت اين ارتقا بخشي را وارد آموزش وپرورش كند . با نظام ارتقا ،  افرادي كه در امر آموزشند و داراي امتيازاتي مانند مدرك تحصيلي ، تاليف هستند ماهيانه پولي در حدود 50 هزار تومان دريافت مي كنند كه به آن ارتقا مي‌گويند . تا چند سال پيش كه اين طرح اجرا نمي‌شد برخي از معلمين بنا به دلايلي مانند بيماري ، بي‌علاقگي به تدريس در جاهايي مانند شركت تعاوني ، بهداشت مدارس و يا سمعي بصري مشغول كار بودند .اما با مطرح شدن طرح ارتقا شغلي اين عزيزان فقط به خاطر برخورداري از ارتقا وارد كلاس شدند . تصور كنيد فردي كه 20 سال است تدريس نكرده و در شركت تعاوني آ‎موزش وپرورش ، تخم‌مرغ ،سانديس ، زرچوبه ، وپنكه مي فروخته و از 20 سال قبل كه ديپلم خود را گرفته از مطالعه هم دريغ كرده است وارد كلاس مي‌شود در حالي كه كتاب و روش تدريس عوض شده و او البته كلاس را اداره مي‌كند و آب هم از آب تكان نمي خورد . گاه به دليل بيماري توانايي نشستن را هم ندارد اما مخارج سنگين زندگي او را مجبور مي‌كند در برابر اين شرايط مقاومت كند حالا نتيجه ي ارتقا چه مي‌شود دولت محترم در نظر داشته با ارتقا شغلي ، كيفيت آموزشي را افزايش دهد اما با هزينه كردن ميلياردها تومان به آموزش وپرورش آسيب رسانده است

.2) يكي ديگر از جاهايي كه  آموزش و پرورش خواسته ثواب كند كباب كرده در هنگام محاسبه ي ضريب حقوقي بازنشستگان است طبق دستورالعمل‌ها ، حقوق بازنشستگي ، طبق دريافتي 2 سال آخر خدمت محاسبه مي گردد. يعني اگر يك فرهنگي در دو سال آخر خدمتش از مزاياي حقوقي مانند تدريس در روستا بهرمند شود در طول بازنشستگي نيز اين مزايا را دريافت خواهد كرد .ظاهراً طرح خوبي است اما بسياري از معلمان ، با 28 سال سابقه به روستا مي روند تا در آنجا تدريس كنند . البته در بين اين افراد معلمان توانايي هم يافت مي‌شود اما گاه فردي كه 30 سال پيش ديپلم گرفته و28 سال در كاري غير تدريس بوده راهي روستا مي‌شود تا تدريس كند ويا مدير مدرسه باشد البته هدف هرگز خدمت به آن روستايي محروم نيست بلكه هدف فقط پول است ونتيجه ي اين كار نيز مشخص است .

  اي كاش داستان ثواب وكباب در قوانين آموزش وپرورش مواردي معدود بود اما متاسفانه قاعده ي اصلي براي قانون‌گذاري در آموزش وپرورش تبعيت كردن از اصل ثواب وكباب است . مثلاً وقتي مي‌گويند مقال‌نويسي امتياز دارد هر فردي به سراغ يافتن مطلبي از جايي وارائه‌ي آن به عنوان مقاله است .ويا هنگامي كه مي‌گويند 4 سال حضور در بسيج يك گروه دارد بسياري كه اعتقاد چنداني به بسيج ندارند به هواي گرفتن گروه در زير اين درخت طيبه گرد مي‌آيند .

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 23:29  توسط   | 

 

آمار:





Powered by WebGozar