تبليغاتX
رادیو معلم

رادیو معلم

براي مطالعه‌ي به آدرسhttp://www.radiomoallem2.blogfa.com/ برويد .

 

اين جمله از سهراب سپهري است شاعري كه در سال 1307 به دنيا آمد.و در16 سالگي به دانشسراي مقدماتي رفت و بعد معلم شد . دو سال در مدارس بود . بعد ليسانس نقاشي قبول شد . به دانشگاه تهران رفت وقتي مدركش را گرفت به شركت نفت رفت و يك سال هم آنجا بود  بعد به يكي دو اداره‌ي ديگر هم سرزد عاقبت در 33 سالگي تصميم گرفت دور مشاغل دولتي خط بكشد . بنابراين ماژيكي برداشت و اينكار را انجام داد. اما بحث ما راجع به هميشه فاصله هست است

بين معلم‌ها و مسئولين آموزش و پرورش هميشه يه خورده و حتي كمي بيشتر فاصله وجود دارد كه البته تا روزگاري كه اين امور انتصابي باشد نه انتخابي امري عجيب نيست .  يك مورد از آن را ذكر مي نمايم

خبرگزاري مهر گزارشي راجع به اوضاع اقتصادي معلم‌ها تهيه و روي سايتش قرار داد برخي از روزنامه‌ها هم مثل روزنامه خراسان -  آن را منتشر كردند روابط عمومي اداره كل آموزش و پرورش استان خراسان رضوي 2 روز بعد نامه اي به خبرگزاري  مهر فرستاد و اين گزارش را توهين به قشر عزتمند فرهنگي خواند و خواستار آن شد كه با اصلاح آن به تسكين الام معلمان پرداخته شود البته چند روز بعد سايت اداره كل آموزش و پرورش نامه‌ي خود را حذف كرد ما گزارش خبرگزاري مهر  و دفاعيه اداره كل را در اين وبلاگ مي‌آوريم . شما قضاوت كنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:5  توسط   | 

تجمع

+ تجمع مي‌تواند يكي از دهها فعاليت يك انجمن صنفي باشد . و اگر آن فعاليتها انجام نشود تجمع‌ها تبديل به راهپيمايي‌هايي مي شود كه اهدافي مقطعي دارد.در حقيقت فعاليت هر صنف يك پروسه است نه يك پروژه .رودخانه اي است دائمي كه همه مي‌توانند به مفيد بودن آن اذعان نمايند نه سيلابي فصلي كه بسياري وجود آنرا مخرب بدانند. انجمن صنفي معلمان هر شهرستان بايد بداند چند عضو دارد دغدغه‌هاي اعضا كدامست چه برنامه ي ساليانه‌اي دارد و قرار است چه خدماتي در اختيار اعضا قرار دهد . ارتباط صنف شهرستان و استان وتهران بايد معلوم باشد همايش‌هاي فصلي وسالانه معلوم باشد نشريه‌هايي براي ارتباط اعضا چاپ شود ونكته‌هايي ديگر متاسفانه در روزگار ما هنگامي كه از انجمن صنفي معلمان ياد مي‌شود تنها تجمع و اعتراض و زياد شدن حقوق به ذهن مي‌رسد

+ در تجمع‌هاي صنفي معلمان در اسفند 85 هيچ حزب وگروهي از معلم حمايت نكرد. اگر يكي از اعضاي حزبي در شهرستاني دورافتاده سخنراني كند ويا دستگير شود خبر آن در روزنامه چاپ مي‌شود ديدگاه حقوقدان و نامه هاي خانواده اش در روزنامه منتشر مي شود اما 20 تا 30 هزار فرهنگي مقابل مجلس ديده نمي شود . چپ و راست ايران مي داند معلم در پي بهبود جايگاه آموزش وپرورش وصنف خويش است بنابراين آتشي پاي ديگ معلم جماعت نمي‌ريزد حالا اگر مثلاً دانشجو بود مي شد توقع داشت بعدها ممكن است پاي علم حزبي سينه بزند. اما شخصيت معلم شكل گرفته است وبا بازي‌هاي سياسي مسيرش عوض نمي‌شود. البته معلمان هم مي دانند كه در تجمع صنفي نبايد به راست يا چپ چرخيد زيرا نيمي از اعضاي صنف يا از دست مي روند ويا تشكيلاتي موازي راه مي اندازند .چپ وراست ايران مثل استقلال و پيروزي هستند با هم شام ونهار مي خورند و مي گويند ومي خندندو بعضي از مواقع روبروي هم مي ايستند ويا اداي آن را درمي آورند . البته اين به آن معنا نيست كه معلم نبايد ديدگاه سياسي و يا حتي گرايش حزبي داشته باشد منظور اين است كه موقعي كه براي صنف حركت كرد بايد اين گونه گرايش ها را كنار بگذارد . متاسفانه برخي از معلم‌ها تصور مي كنند حزبي خاص يا روزنامه‌اي خاص به معلم توجه بيشتر دارد برخورد مسئولين صنف فرهنگيان با همه ي روزنامه ها بايد يك جور باشد خبرها براي همه ارسال شود اگر حضور در دفتر روزنامه وخوردن چاي مطرح است در همه‌ي روزنامه ها باشد اگر لينك روزنامه در وبلاگ صنفي مي آيد از همه‌ي روزنامه هاي شاخص باشد .

+ نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 23:20  توسط   | 

 

                  رسانه‌ي ملي

   شايد شما هم كلمه ي رسانه‌ي ملي را بسيار شنيده باشيد .منظور از اين كلمه چيست ؟ آيا رسانه‌اي كه بودجه‌ي آن دولتي است  مي‌تواند ملي باشد ؟ آيا رسانه‌ي ملي زبان گوياي مردم ايران است و يا وسيله‌اي است كه دولت انديشه‌هاي مردم را با آن سازماندهي مي‌كند ؟ آيا رسانه‌ي ملي به اين معنا نيست كه اين وسيله به دليل انحصاري بودن - در ايران شبكه خصوصي نداريم -  قادر است مردم را به هر سمت وسويي ببرد ؟ 4 سال قبل 2 نفر از خبرنگاران صدا وسيما دستگير شدند راديو و تلويزيون دهها برنامه راجع به آنها پخش كرد و حتي در گوشه ي صفحه ي تلويزيون روزهايي كه آنها در اسارت بودند نوشته مي‌شد اين مسئله تبديل به معضلي ملي شد آمريكاييها آنها را آزاد كردند دوربين هاي تلويزيون به مرزهاي غربي ايران رفت تا ورود آنها به صورت مستقيم پخش شود گروه موزيك و مسئولين به استقبال آنها رفتند و مردم از اين كه اين مسئله با خوشي پايان مي‌يافت خوشحال بودند ابوطالب يكي از اين دو نفر بود كه در شبكه‌هاي مختلف حاضر مي شد او حالا ديگر بسيار معروف شده بود چند ماه بعد او در انتخابات مجلس شوراي اسلامي شركت كرد و از طرف مردم تهران به مجلس راه يافت آيا اگر آمريكاييها اين كارمند صدا و سيما را نمي‌گرفتند او مي توانست به مجلس برود ؟! آيا اين رسانه براي صدها نفر ايراني كه قبل وبعد از اين 2 نفر به زندانهاي عراق افتادند برنامه‌اي ساخت ؟ ايا آنها جزو ملت ايران نبودند !

    پانزده سال قبل اگر در پارك يا كوچه وخيابان پيرمردي را مي‌ديدي كه پفك نمكي  يا چيپس مي خورد درعاقل بودن او شك مي كردي اما رسانه ي ملي هزاران تبليغ براي نوشابه ، پفك نمكي وچيپس انجام داد تا ذهنيت ملت ايران نسبت به اين خوراكي هاي بي‌ارزش تغيير كند اكنون ايرانيان در صدر مصرف كنندگان اين مواد هستند قد كودكان كم مي شود وبيماري هايي مانند فشار خون ، زخم معده و ديابت در انتظار نسل نو است  پس زنده باد تبليغات ، زنده باد پول و امان از كودكان معصوم ايراني

    صدا وسيما عاشق مسائل جنجالي اما بي‌اهميت است مثلاً در آخرين هفته‌ي سال 85  بين علي دايي و شيث رضايي در يك بازي فوتبال درگيري كوچكي اتفاق افتاد البته همان روزها 20 هزار فرهنگي روبروي مجلس و دهها هزار نفر در ادارات آموزش وپرورش عدالت را فرياد مي زدند اما رسانه ي ملي دهها خبر و گزارش از اين حادثه ي فوتبالي تهيه وپخش كرد اما حاضر نشد موضوع فرهنگيان را طرح كند آيا فرهنگيان جزء ملت ايران نيستند ويا مشكلات آموزش وپرورش از درگيري هاي علي دايي وشيث كم‌اهميت‌تر است !! موضوع اصلي آن است كه رسانه ي ملي به موضوعات جنجالي به دليل جذب مخاطب نياز دارد اما اين موضوع نبايد مهم باشد چون طرح مسائل اساسي به دانش وتوان بيشتري نياز دارد البته گاه اين رسانه برنامه‌هاي جالبي نيز اجرا مي كند مثلاً چهره‌هاي ماندگار در رشد علمي كشور وبرنامه ي انتخاب قهرمانان ورزشي قهرمان قهرمانان در توجه جوانان به ورزش موثر است اما اين موارد استثناست و تا رسيدن به  دانشگاهي كه بنيانگذار انقلاب از آن سخن مي‌گفت راهي بس دراز در پيش دارد .

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 21:31  توسط   | 

امروز پنج‌شنبه -  24 اسفند -  يكي از روزهاي متفاوت من بود . صبح كه به مدرسه رفتم معاون مدرسه گفت اين ورق‌ها را امضا كن . گفتم چيه ؟ گفت 70 هزارتومن بن غير نقدي كه 30 هزار تومان آن را بايد به شركت تعاوني داد وچاي وبرنج و يكي دو كالاي ديگر گرفت و بقيه‌ي آن را هر چه خواستي؟ به ياد ايبوپروفن و استامينوفن افتادم . چند روز پيش دندانم حسابي درد گرفته بود دكتر مسعودي‌نژاد گفت سه تاي آن را درست مي‌كنم مي‌شود 100 هزار تومان !! البته دندان خراب  ، بيشتر از اين حرفها داري . با يك حساب سرانگشتي متوجه شدم بايد 500 هزار تومان بدهم تا دندانها اصلاح  شود .  اما اگر چند صد تومان بدهم مي‌توانم كلي قرص مسكن بخرم . ارزان تمام مي‌شود اما هم خوردن قرص عوارض دارد هم اينكه كاري اساسي براي دندان انجام نشده . به ياد يكي از فاميل‌هايمان افتادم كه كارمند شركت محترم گاز است و دفترچه ي تامين اجتماعي دارد او مي گويد كه خدماتي مثل دندانپزشكي با دفترچه‌هاي تامين اجتماعي رايگان است و بستري شدن در بيمارستانهاي آنها هم هيچ هزينه‌اي ندارد . من نمي دانم اين بيمه ي خدمات درمان چيست ؟ مسئولش كيست وچگونه مي شود به خدمات آن اعتراضكرد . ماهمه‌ي فرهنگيان ايران در تمام عمر شريف بيمه ي خدمات درمان داريم بي‌آنكه حق انتخاب داشته باشيم در اين زمينه اتومبيل‌ها ازما وضع بهتري دارند چون كه شما هر سال مي‌توانيد در هر جا كه خواستيد آسيا  ، دانا  ، بيمه ايران _ وبه هر نحو كه خواستيد بدنه ،  سرنشين و... اتومبيل خود را بيمه كنيد .

زنگ تفريح دوم مدير محترم مدرسه خبر داد كه 26 و28 اسفند تعطيل است . براي او هم جالب بود وقتي چند روز قبل از آن بخشنامه‌ي شديدالحني مي‌آيد كه در اين روزها مدرسه باز و بازرساني بر اين بازي نظارت خواهند داشت يك دفعه داستان به‌گونه‌اي ديگر مي‌شود . آيا به دليل تجمع معلمين اين اتفاق رخ داده تا صنف معلم با بهره از اين فرصت به ويلاهاي خود رفته واستراحت كنند ويا چون در خيلي از شهرها مدارس خود به خود تعطيل مي شود اين روغن  ريخته نذر سازمان‌هاي آموزش وپرورش مي شود .

به دكه روزنامه فروشي مي روم بسياري از رروزنامه‌ها عكس وزير آموزش و پرورش را روي صفحه ي نخست خود زده اند مثل همبستگي تهران امروز وتعدادي هم خبر مصاحبه اورا . بايد وزير از معلمان سپاسگزار باشد كه با فعاليتهاي آنها تصوير او در صفحه اول روزنامه‌ها چاپ مي‌شود اما نكاتي  درباره

مصاحبه ي

= اين اولين نشست خبري وزير آموزش وپرورش بعد از 16 ماه است  . كه ان هم به دليل تجمع فرهنگيان رخ داده است تعداد حضورهاي راديو وتلويزيوني وزير نيز بسيار اندك بوده است وي در پاسخ پرسشي  علت اين عدم توجه به رسانه ها رااينگونه بيان مي‌كند ( خيلي وارد اين بحث نمي‌شوم يكي از علت‌ها غير سياسي شدن مسائل آموزش وپرورش بود شايد من نتوانم خوب مسائل را مطرح كنم يا مخاطبانم خوب مسائل را درك نكنند و گاهي هم ممكن است غرض‌ورزي در بين باشد )

ايا اين كه وزير محترم آموزش وپرورش به رسانه هاي جمعي توجه ندارد موضوعي شخصي است كه نمي خواهد خيلي وارد اين بحث شود .علاوه بر اين حدود 100 هزار سال است كه زبان وسخن گفتن به عنوان وسيله اي ارتباطي مطرح است . چگونه ايشان نمي تواند از آن استفاده كند ويا فقط مخطبان وزير آموزش وپرورش در درك گفته‌هاي ايشان ناتوان باشد . چگونه است ده ها هزار شبكه راديو وتلويزيوني در دنيا از گفتار استفاده مي‌كنند و حتي كر ولال‌ها با مردم عادي ارتباط بياني برقرار مي كنند اما فقط شنوندگان وزير محترم در درك گفتار ايشان به خطا مي روند وزير آموزش وپرورش به دليل ارتباطي كه با  يك مليون فرهنگي 16 ميليون دانش‌آموز و ميليونها خانواده دارد بايد يكي از رسانه اي‌ترين وزيران باشد.

نكته ي ديگري كه در اين مصاحبه به چشم مي‌خورد اين جمله است ( دولت ومجلس موافقاجراي لايحه مديريت خدمات هستند )  درست است كه وزير يك كابينه بايد از دولت و مجلسي كه بودجه را در اختيار دارد دفاع كند اما موضوع نبايد باعث تغيير صورت مسئله شود . وقتي كه هم دولت وهم و مجلس موافق اين لايحه هستند پش چرا تصويب نمي شود ؟ نكته ي ديگري كه در اين مصاحبه و سخنان ديگر مسئولين به گوش مي‌رسد اين است كه با توجه به مسائل هسته‌اي و مشكلاتي كه دشمنان ايجاد مي‌كنند فرهنگيان از حق خود بگذرند ؟ ايران و خاورميانه در 3 دهه ي اخير همواره كانون حوادث مختلفي بوده است پيروزي انقلاب اسلامي  ، موج ترورها ، آشوب هاي منطقه اي  ، جنگ هشت‌ساله عليه ايران ، كاهش قيمت نفت تا 8 دلار ، تحريم هاي اقتصادي ، حمله به افغانستان و عراق و بحث‌هاي هسته‌اي بخشي از اين رويدادها بوده‌است . آيا مي شود عدالت را از ياد برد ؟ آيا مي شود از دنيا خواست هيچ اتفاقي نيفتد تا مجلس اين لايحه را تصويب كند ؟ آيا مي شود از نسل امروز تقاضا كرد براي بهبود آموزش وپرورش يك دهه رشد خود را متوقف كند ؟ آيا در مسئله‌ي هسته اي نيز به دليل حساسيت ديگران ايران آن را به كناري گذاشت ؟

نكته آخري كه از اين مصاحبه نقل مي كنم اين جمله ي وزير محترم آموزش و پرورش است ( من بهترين وزير كابينه‌ي دكتر احمدي نژاد هستم !!!!! ) برخي از روزنامه هاي پنج‌شنبه 24 اسفند اين جمله را تيتر صفحه ي اول خود قرار داده اند و چند علامت تعجب نيز جلوي آن گذاشته اند كه ما نيز چنين مي كنيم        !!!!!!!                                          

                                                                        !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 23:12  توسط   | 

 الف ) مقدمه

روز یک شنبه 15 بهمن حدود 300 نفر از فرهنگیان ،  مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند تا اعتراض خویش را نسبت به بازپس گیری طرح پرداخت هماهنگ حقوق اعلام نمایند . استان تهران حدود 300 هزار فرهنگی دارد یعنی از هر هزار فرهنگی تهرانی ،  تنها یک نفر در این همایش صنفی شرکت کرد و 999 نفر یا مطلع نشد و یا ترجیح داد مانند هر روز به سر کارخویش برود .

ب  – ما کجاییم

می خواهم در اینترنت  راجع به انجمن صنفی معلمان مطلبی پیدا کنم  . به سراغ جستجوگر گوگل می روم . انجمن صنفی را تایپ می کنم . نام این انجمن صنفی ها را مشاهده می کنم . انجمن صنفی روزنامه نگاران – انجمن صنفی صنایع پنبه پاک کنی – انجمن صنفی آردسازان ایران – انجمن صنفی عکاسان مطبوعات اران - ...... ده  صفحه می گذرد صد گزینه را می بینم اما نام انجمن صنفی معلمان را نمی یابم . این بار کلمه ی انجمن صنفی معلمان را تایپ می کنم . نامهایی مانند انجمن صنفی معلمان تهران . اصفهان و دزفول را می بینم . این آزمایش بدان معناست که تعداد مراجعه کنندگان آن انجمن صنفی ها بیش از حضور فرهنگیان بوده است .

ج ) اندکی تاریخچه

احتمالاً انجمن صنفی فرهنگیان از پرسابقه دارترین انجمن های صنفی ایران باشد . متاسفانه کتاب تاریخ فعالیت های صنفی معلمان نوشته نشده است . معلمان در روز 12 اردیبهشت سال 1340 در میدان بهارستان تجمع و نسبت به کمی حقوق خویش اعتراض کردند . این اعتراض 11 روز ادامه داشت و ..... آیا این اولین تحرک صنفی فرهنگیان است ؟ حتی اگر این تاریخ را آغاز فعالیت های صنفی معلمان بدانیم به 45 سال تلاش صنفی    می رسیم آیا تاکنون این فعالیت مورد بررسی و نقد قرار گرفته است . انجمن صنفی معلمان در چه مقاطع زمانی موفق و دلایل این توفیق چه بوده است ؟  تاکنون انجمن صنفی توانسته است چه مشکلاتی را از پیش روی فرهنگ و فرهنگیان بردارد؟  مهمترین مشکلات انجمن چیست ؟ وآیا مثلاً اگر دغدغه های مالی معلمان از بین برود نیاز به انجمن صنفی وجود نخواهد داشت !

د ) انجمن های صنفی معلمان فراگیر نیست

حدود 40 شهرستان ایران انجمن صنفی فرهنگیان  دارد . اگر تعداد شهرستان های ایران را 750 بدانیم یعنی تنها 5 درصد شهرستانهای ایران . نکته بعدی این است که حتی در شهرستانهایی که این انجمن فعالیت        می کند بیشتر معلمان عضو انجمن نیستند و از فعالیت های آن اطلاعی ندارند. معمولاً فعالیت انجمن صنفی یک شهرستان با حضورچند فرهنگی دلسوز آغاز می شود آنها راجع به اهمیت فرهنگ و فرهنگیان سخن می گویند و بعد چند جلسه و چند بیانیه ی شدیدالحن که رونوشت آن به مدیرکل ، وزارت ، مجلس و چند جای دیگر ارسال می شود . و هنگامی که نتیجه دلخواه گرفته نمی شود از انجمن تنها یک نام و یکی دو جلسه ی سالانه باقی می ماند .

ه ) انجمن صنفی معلمان

 و عدم حمایت وزارت محترم آموزش و پرورش

آموزش و پرورش ایران دولتی و متمرکز است . یعنی آنکه وزارت ، روز و ساعت حضور دانش آموز در مدرسه ، ساعات تدریس هر واحد درسی ، کتابهایی که باید خوانده شود و حقوق ومزایایی که معلم باید دریافت کند را تعیین می کند . بنابراین فرهنگی معتقد است هیچ فرد و گروهی جز دولت خدمت گزار نمی تواند وضع او را تغییر دهد . نگاه معلم به دست بخشنامه است که چه دوره ای برگزار می کند این دوره چه مزایایی دارد چگونه     می شود گروه گرفت و از همکار مدرسه یک قدم جلوتر بود . و ....از سوی دیگر مسئولین آموزش وپرورش نیز که معمولاً پست خویش را از مقامات بالاتر گرفته اند انجمن های صنفی را رقیبی برای خود می دانند . هنگامی که در تابستان 85 انجمن های صنفی فرهنگیان شهرهای مختلف ایران در یکی از کانونهای فرهنگی تهران گردهم آمدند . وزیر آموزش وپرورش دعوت آنها را برای حضور در جلسه و شنیدن دیدگاه آنها نپذیرفت . هنگامی که مسئولین وزارت آموزش و پرورش - که معمولاً در سخنرانی ، خود را معلم می دانند-  توجه به دغدغه های انجمن های صنفی معلمان ندارند چگونه  می توان از دیگر مسئولین انتظاری داشت !

و ) انجمن صنفی معلمان و رسالت اصلی

متاسفانه از روز نخست تشکیل انجمن های صنفی معلمان ، فعالیت آنهاتحت تاثیر کمی حقوق و مزایای و تلاش برای افزایش آن بوده است . در حالی که به گمان من مهمترین وظیفه ی هر تشکل صنفی باید بهبود شرایط کار باشد . در میان معلمان بیش از 300 هزار نفر با مدرک کارشناسی  و 40 هزار نفر با مدرک کارشناسی ارشد و دکتری وجود دارد . انجمن های صنفی معلمان باید با بررسی نظام آموزش و پرورش ایران  ، طرح ها و راهکارهایی برای بهبود  نظام تعلیم و تربیت ایران ارائه کند .  و نسبت به طرح های آموزش و پرورش اظهار نظر کند . متاسفانه در یکی دو دهه ی اخیر طرح های بسیاری مانند مدرسه محوری ، خانه مدرسه ، حذف نظام قدیم ، پیش دانشگاهی ، حذف واحیای امورتربیتی  و ارتقا شغلی در مدارس اجرا شده که کارشناسی بودن آنها در مدارس مورد تردید قرار گرفته است . معلمین  به دلیل ارتباط مستقیم با دانش آموز و داشتن تجربه و دانش  بهترین گزینه برای مشورت وارائه نظر در مورد طرح هایی است که قرار است در آموزش و پرورش اجرا شود .

ز )  معلمان و وسایل ارتباط جمعی

سالهاست جهانی که ما در آن زندگی می کنیم به دهکده تبدیل شده است . این امر با بهره از وسایل لرتباط جمعی مانند نشریه ، رادیو ، تلویزیون ، ماهواره و اینترنت  رخ داده است . متاسفانه یک میلیون و چند صد هزار فرهنگی نه روزنامه دارد نه مجله نه یک برنامه ی رادیو یا تلویزیونی  !

به نظر من  در میان وسایل ارتباط جمعی  ، دو وسیله باید مورد توجه بیشتر قرار بگیرد . نشریه – روزنامه و مجله -   وسیله ای ارتباطی است که برای قشر باسوادی مانند فرهنگیان می تواند مورد توجه باشد . حرف نشریه را   – برخلاف رادیو و تلویزیون – می توان بارها خواند در جاهای مختلف ارائه کرد و علاوه بر این این وسیله غیر دولتی است . اینترنت دومین وسیله ای است که می تواند مورد توجه فرهنگیان و صنف آنها قرار بگیرد . اینترنت ارزان سریع وغیر دولتی است . علاوه براین تنها وسیله ی ارتباطی دوسویه است . یعنی صاحب وبلاگ حرف هایش را می نویسد و دیگران می توانند نظرات خویش را در باره هر مطلب به اطلاع او و دیگراهالی دنیا برسانند .

ح )  و دیگر اینکه 

یک میلیون فرهنگی در سراسر ایران به کار و تلاش می پردازد . در همه ی دوره های مجلس حدود یک صد فرهنگی به عنوان نماینده به مجلس می رود – در مجلس هفتم 105 نماینده  - بیش از نیمی از اعضای شوراهای  اسلامی شهر و روستا فرهنگی هستند . بسیاری از استانداران و فرمانداران سابقه ی آموزش و پرورشی دارند .  در دو سه دهه اخیر همواره مسئولین نظام معتقد بوده اند  پیشرفت و توسعه ی ایران از مدارس آغاز می شود و برای تربیت آینده سازان ایران اسلامی باید به مدرسه و معلم توجه ویژه کرد . با این همه بسیاری از معلمان مجبورند برای داشتن زندگی عادی در آزانس ها  ، مغازه ها وکارخانه ها در شغل دوم به کار بپردازند .  مدارس ما تا ایستادن در جایگاهی که بتواند استعدادهای دانش آموزان را شناسایی و پرورش دهد و مکارم اخلاقی را در او نهادینه کند و او را برای حضوری فعال و تاثیرگزار در جامعه تربیت کند فاصله ی بسیار دارد . مدارس ایران بهبود نمی یابد تا هنگامی که معلم با نشاط و علاقه در فعالیتهای علمی واجتماعی حاضر شود . و یکی از بهترین صحنه ی حضور معلم انجمن های صنفی است . 

    

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 21:20  توسط   | 

افرادی که در نشریات آموزش و پرورش  -  نگاه و رشد معلم ، رشد ابتدایی  و ....   - قلم می زنند . متفاوتند . برخی براساس وظیفه ی اداری کار می کنند اما عده ای دیگر نویسندگانی هستند که با روزنامه های سراسری ارتباط دارند آموزش و پرورش جهان را می شناسند در اینترنت به دنبال مطالب نو و دیدگاههای دیگران می روند و سعی می کنند در حوزه های متفاوت رسانه ای حضور داشته باشند . هنگامی که نظرات  دیگران  را در کامنت رادیو معلم   می خواندم نوشته ای از مرتضی مجدفر خواندم که برای من بسیار ارزشمند بود . ایشان سردبیر رشد آموزش ابتدایی و از نویسندگان روزنامه ی همشهری است . مرتضی مجدفر در نظر دارد در رسانه هایی که می تواند به معرفی تعدادی از وبلاگهای معلمان بپردازد . این اقدام می تواند باعث تشویق معلمان به نوشتن راجع به آموزش وپرورش و ارتباط بیشتر معلمان از طریق  اینترنت  با یکدیگر گردد . مدارس ایران از پراکندگی بسیار برخوردار است و استفاده از این وسایل ارتباطی در جهت آشنایی با مشکلات مدارس و دیدگاههای معلمان بسیار موثر است . در روز 4 شنبه 13 دی  این مطلب به قلم مرتضی مجدفر درروزنامه همشهری چاپ شد :

پس چی شد ؟

 تلویزیون آموزشی در فراز و فرود 40 ساله

نخست ) 40 سال پیش در چنین روزهایی

روزنامه ی اطلاعات در تاریخ سه شنبه 15 آذر 1345 برابر با 23 شعبان 1386 نوشت محصلین شهرستانها از تلویزیون استفاده خواهند کرد . به نوشته ی روزنامه ی اطلاعات آن سالها ،  دکتر هدایتی ، وزیر آموزش و پرورش در اجتماع مسئولان و دبیران تلویزیون آموزشی گفت : به موازات تغییر سیستم آموزشی و تغییر بعضی از کتب درسی ، موضوع تدریس از طریق تلویزیون مورد مطالعه قرار گرفت و به زودی تدریس از تلویزیون در تهران آغاز می شود . دکتر هدایتی در پایان اظهار امیدواری کرد که ترتیباتی فراهم شود تا در آینده کلیه دانش آموزان از تلویزیون آموزشی استفاده کنند .

دوم ) آغاز به کار تلویزیون آموزشی

نخستین برنامه های تلویزیون آموزشی از مهر ماه سال 1350 ( یعنی 5 سال بعد از گفته های وزیرآموزش وپرورش ) آغاز شد . این برنامه ها که از محل فعلی شبکه 2 پخش می شد به صورت نیم بند ادامه پیدا کرد و در برخی مدرسه ها که به تلویزیون مجهز شده بود استفاده می شد . بعدها شبکه ی دوم تلویزیون به خاطر همین سابقه  ، صبغه ی آموزشی پیدا کرد و سالها نیز به همین عنوان نامیده می شد .

سوم )  سالهای آغازین دهه ی 60

با گسترش تلویزیون آموزشی ، امکانات آموزشی به طور مساوی و عادلانه بین همه ی اقشار جامعه توزیع خواهد شد . این شعار زیبای سالهای آغاز دهه ی 60 عملی نشد . و طرحهای آموزش وپرورش و صدا وسیما بایگانی شد

چهارم ) تجربه ی سال 66

ماههای موشک باران شهرها در آغاز سال 66 ، تجربه ی خوبی برای راه اندازی تلویزیون آموزشی بود . این تجربه ی سه چهار ماهه که با مدیریتی عالی اداره شد به فراموشی سپرده شد و به جز تعدادی فیلم آموزشی و تدریس هایی چند ،  از معلمان خوب چیز دیگری در آرشیو صدا و سیما و دفتر وقت تکنولوژی آموزشی باقی نماند راستی آیا اصلاً این آرشیوها موجودند ؟

امروز ) بار دیگر تلویزیون آموزشی

اخیراً مسئولان آموزش وپرورش ، ضرورت استفاده از تلویزیون را به عنوان وسیله ای تاثیرگذار مطرح کرده حتی خواستار راه اندازی شبکه ی مستقلی به عنوان تلویزیون آموزشی شده اند ما درباره ی صحیح بودن این حرف صحبتی نمی کنیم .واز اینکه چرا از دفتر تکنولوژی آموزشی با امکاناتی در حد یک ایستگاه تلویزیونی- که حتماً توانایی راه اندازی و اداره  یک شبکه ی تلویزیونی 24 ساعته  را دارند -  استفاده نمی شود بحثی نمی کنیم  .همچنین از اینکه کل مقوله ی تلویزیون آموزشی به سه چهار تا برنامه در شبکه ی آموزش،  خلاصه شده چیزی نمی گوییم . حرف بر سر این است که مسئولان آموزش و پرورش در سخن گفتن از تلویزیون آموزشی خیلی ذوق زده نشوند آنها بهتر است سری به سوابق و بایگانی های وزارت متبوع خود بزنند قطعاً به تجربه ها و طرح های قبل و بعد از انقلاب دسترسی خواهند داشت تجربه چیز بدی نیست

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 23:45  توسط   | 

جناب آقای ضرغامی  

  رئیس محترم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران     

                                            سلام علیکم

از هنگامی که جنابعالی مسئولیت صدا وسیما را پذیرفته اید  با افراد وگروههای مختلف دیدار کرده اید ـ  مانند  روانشناسان ، عالمان دینی ، سینماگران ـ تا از نظرات دیگران استفاده نمایید . اینجانب نیز به عنوان یک معلم ، مطالبی را از طریق رادیو معلم به اطلاع جنابعالی می رسانم :

 « رادیو وتلویزیون و مدرسه » دو نهاد مهم فرهنگ سازهستند . معلمان با کمترین امکانات درشهرروستا و حتی در بین عشایر به آموزش وتربیت آینده سازان ایران می پردازند . وصدا وسیما باامکاناتی وسیع و متمرکز پیامهای خود را به سراسرکشور ارسال می کند . هر دانش آموز نیمی از روز را درمدرسه سپری می کند و تلویزیون هم چند ساعتی ازاوقات کودکان ونوجوانان را پر می کند . اما برای آنکه دانش آموز پیام واحدی را ازاین دودستگاه فرهنگی ـ تلویزیون و مدرسه ـ دریافت کند و یا حداقل پیامهای متناقضی به او نرسد و برای اینکه صدا وسیما به تقویت مباحث علمی واخلاقی که دانش آموز در مدرسه می آموزد بپردازد چه قدر هماهنگی وجود دارد ؟

ü صدا وسیما به برخی از بخشها مانند ورزش توجه خاصی دارد و هر هفته دهها برنامه ی رادیو وتلویزیونی مانند توپ وتور ، نود ، دایره ی طلایی ، ورزش دو ، ورزش ومردم ، فوتبال جزیره ، فنون شرقی ، گزارش ورزشی و بسکتبال نوین پخش می کند . که البته با توجه به تاثیر ورزش درشادابی وسلامت جوانان و پر کردن اوقات فراغت آنها کاری شایسته محسوب می شود .در این برنامه ها مجریان وکارشناسانی حضور دارند که در آن رشته ورزشی متخصص هستند و به تحلیل رخداد ورزشی می پردازند . اما سوالی که می توان مطرح کرد این است که رادیو وتلویزیون چند برنامه ویژه ی مسائل آموزش و پرورش دارد  و در صدا و سیما چند متخصص در زمینه ی آموزش وپرورش فعالیت می نمایند ؟

آیا مسائل و دغدغه های 100 هزار واحد آموزشی ، 1 میلیون فرهنگی ومشکلات 17 میلیون دانش آموز آن قدر اهمیت ندارد تا چند برنامه ی رادیو وتلویزیون را به خود اختصاص دهد ؟ البته گاه برنامه ای مانند سیمای مدرسه از تلویزیون پخش می شود که بخش هایی مانند سریال نمایشی یا سخن کارشناس دارد اما این برنامه ها بسیار سطحی است و هیچ تاثیری روی مدرسه و مسائل آن ندارد .

ü در حال حاضر صدا وسیما در شبکه های مختلف برنامه های مختلفی برای کودکان و نوجوانان پخش می کند . اما این برنامه ها تا چه اندازه توسط کارشناسان بررسی می شود ؟ تلویزیون سعی می کند برنامه ها و کارتون هایی را پخش کند که دارای پیام های اخلاقی باشد و یا مثلاً باعث ترویج خشونت نشود . در حالی که این رسانه باید نیازهای کودک ایرانی را شناخته وبرنامه سازی نماید . رسانه ملی در طرح چهره های ماندگار حرکتی را در سطح اول نخبگان علمی ایجاد کند ویا با برنامه ی  تقدیر از قهرمانان کشوری به گرایش جوانان به ورزش کمک کند اما ایا جای اینگونه برنامه هایی برای کودکان و نوجوانان وجود ندارد ؟  علاوه بر این  به نظر من بسیاری از معلمان که 10 تا 20 سال با دانش آموزان ارتباط دارند و علوم ارتباطی را نیز می شناسند می توانند به نقد برنامه های کودک بپردازند و به عنوان مشاور در خدمت برنامه سازان تلویزیونی باشند

جناب آقای ضرغامی

17 میلیون دانش آموز ایرانی در مدارس ایران تحصیل می کنند. آنان به همان اندازه که دانش آموز مدرسه اند شاگرد تلویزیون محسوب می شوند . اگر استعدادهای علمی ، ورزشی وادبی و هنری آنها شکوفا شود اگر عشق به ایران اسلامی در وجود آنها نهادینه شود اگر باورهای معنوی آنها شکوفا شود هیچ خطری نمی توانه ایران و جوانان آن را تهدید نماید ارتباط رسانه ی ملی و مدرسه فضای پهناوری است که در ایران کمتر در آن پرنده ی اندیشه به پرواز درآمده است . به گمان من برگزاری همایشهایی دراین زمینه و دعوت ازمعلمان فیلمساز برای فعالیت در رسانه ی ملی می تواند زمینه های اصلی فعالیت را مشخص کند .اینجانب به عنوان یک معلم ساخت این برنامه ها را پیشنهاد می دهم مسلماً با فراخوان از یک میلیون فرهنگی طرحهای بسیاری در اختیار برنامه سازان صدا و سیما قرار خواهد گرفت :

1 ) در مدارس دیگران : این برنامه ی تلویزیونی گزارش هایی را از مدارس کشورهای توسعه یافته پخش می کند تا معلمان ، دانش آموزان ، خانواده ها با نحوه ی آموزش در مدارس سایر کشورها آشنا شوند مصاحبه با مدیر ، معلمان و دانش آموزان این مدارس و نشان دادن آزمایشگاه ، کارگاه ، کلاس درس و امکانات ورزشی این مدارس می تواند بخشهای این برنامه باشد . البته در حال حاضر در دانش گاه و مراکز تربیت معلم مبحثی به نام آموزش و پرورش تطبیقی وجود دارد اما شنیدن وخواندن مطالب نمی تواند جای فیلم های جدید را بگیرد .

2 ) فوتبالیستها نه !

ژاپنی ها دو دهه قبل تصمیم گرفتند تا در کشور خود فوتبال را گسترش دهند اما مردم ژاپن علاقه ای به فوتبال نداشتند . ساخت کارتون فوتبالیست ها روشی موثر برای گذر از این مشکل بود . ما نیز اگر بخواهیم کودکان و نوجوانان ایرانی را به سمت علم یا ورزش توجه دهیم باید برنامه هایی اینگونه اما با محتوای ایرانی و اسلامی بسازیم . مثلاً یک گروه علمی در مدرسه ای تشکیل شود در شهرستان و استان اول شود وبه جشنواره ی کشوری خوارزمی راه پیدا کند .

3 ) با قهرمانان فردا

هر ساله آموزش و پرورش مسابقه های ورزشی را در رشته های مختلف و در سطح شهرستانی ، استانی وکشوری برگزار می کند . صدا و سیما می تواند در برنامه ای مسابقه های آنها را پخش کند و با با این قهرمانان مصاحبه کند تا آنها و مربیانشان ثشویق شوند

4 ) از دریچه ی یک مدرسه

در این برنامه دوربین مدرسه سرزده وارد یک مدرسه می شود تا مدیر ومعلمان و دانش آموزان از برنامه ها مشکلات مدرسه بگویند علاوه بر این در بخش هایی از برنامه فضای قیزیکی مدرسه نمایش داده می شود .

5 ) همگام با مدرسه

فیلمهای علمی و آموزشی جایگاه خود را در مدارس پیدا نکرده است . هنگامی که در اول سال تحصیلی اعلام می شود 8 هزار واحد آموزشی سرویس بهداشتی ندارد ویا دهها واحد آموزشی با اندک لرزشی تخریب می شود چگونه می شود از مدیران مدارس خواست با گذر از این مسائل در فکر تهیه فیلمهای آموزشی باشند ؟ به نظر من صدا وسیما می تواند با توجه به سرفصل های کتابهای درسی وهمزمان با تدریس آن فیلمهای متناسب را پخش کند تا دانش آموزان در مدرسه آن را مشاهده و در کلاس درس راجع به آن بحث نمایند

در پایان بار دیگر یادآور می شوم که با توجه به آنکه حدود نیمی از مخاطبان رسانه ی صداوسیما دانش آموزان هستند باید از توان این دو نهاد ـ مدرسه و  رادیو تلویزیون ـ به صورت هماهنگ استفاده نمود

والسلام

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 1:9  توسط   | 

اين تيتر خبري است كه در تابستان 85 به گوش رسيد . با شنيدن اين خبر بايد خوشحال شد يا ناراحت . آيا اين يك خبر حزبي است . مثلاً اگر ما اصولگرا هستيم بايد خوشحـال شويم و اگر اصلاح‌طـلب ناراحت . اگــر يك مربي يا معلم يا ولي ‌دانش آموز حزبي نيانديشد بايد با شنيدن اين خبر چه احساسي داشته باشد ؟ ايا اين تصميم ،  به نفع تعليم و‌‌‌ تربيت است ؟

1) روز 18 اسفند سال 57 يعني 26 روز پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران ، نهاد امور تربيتي شكل گرفت . مهمترين اهداف تشكيل اين نهاد ، مبارزه با عناصر سلطنت‌طلب ، مجاهدين خلق و كمونيست ها و جايگزيني انديشه‌هاي اسلامي و انقلابي در ذهن دانش‌آموزان بود . آيا اكنون بعد از 28 سال بار ديگر منافقين  و يا كمونيست ها و عناصر سلطنت طلب به آموزش وپرورش هجوم آورده‌اند كه طرح احيا امورتربيتي به ذهن ها خطور كرده‌ است ؟

2) تاسيس هر نهاد و سازمان با اهدافي صورت مي‌گيرد . و بايد امكان رشد و بالندگي مستمر در آن نهاد فرار داده شده باشد . آيا نهاد امورتربيتي در اين 28 سال فعاليت خود ، همگام با تغييرات و پيشرفت‌هاي زمانه ،  تكامل يافته است و يا ما اكنون بايد افتخار نماييم آنچه شهيدان رجايي و باهنر در 28 سال قبل بنيان نهاده اند غبارگيري و به نام احيا امورتربيتي ارائه نماييم ؟

 3) متاسفانه در آموزش و پرورش هر فردي مشكلي در تربيت يافته نهادي بنيان نهاده است .  اما اين نهاد جديد نيز ، بعد از يكي دو سال فعاليت با نشاط , دچار خمودگي و روزمرگي شده است . در حال حاضر در مدارس « انجمن اسلامي »  , « بسيج مدارس »  « شوراي دانش‌آموزي » فعال است . در حالي كه اين تشكيلات ها ,  برنامه و بودجه ي كافي ندارند . حداقل بايد سپاس گفت كه سازمان و نهادي جديد تاسيس نشده بلكه از انبار نهادها  ، بهينه سازي يكي »  مورد توجه واقع شده است .

4 )  مدارس ايران محل تربيت نيست . ـ  بلكه محل تعليم است . ـ  و تقريباً بودجه و امكاناتي براي اين بخش در نظر نگرفته شده است . مثلا يك دانش‌آموز راهنمايي 90 دقيقه در كلاس است و 15 دقيقه وقت استراحت دارد . و همه انتظار دارند در اين وقت تفريح ، مسائل اخلاقي و اجتماعي را فرا بگيرد . آموزش وپرورش براي آموزش دانش آموزان 24 ساعت برنامه‌‌ي مصوب و كتاب درسي دارد . اما در بخش تربيت نه كتابي وجود دارد نه فرصتي و نه امكاناتي . ما انتظار داريم , دانش‌آموز خواب آلود  , در صبحگاه به سخنان ارزشمند مربي گوش بسپارد و ناگهان تحولي در روح و روان او پديد آيد و فرياد بزند :  خداوندگارا من به فطرت پاك خويش باز گشتم و همواره در مسير راست قدم خواهم زد .

5 ) گاه شنيده مي‌شود كه همه‌ي معـلمان وظـيفه ي تربيت را به عهده دارند . شايـسته ترين معلمان در اين بخش معلمان ديني هستند . اما ايا براي تربيت برنامه‌اي وجود دارد ؟ معلم ديني تدريس مي‌كند ودانش‌آموز مطالب كتاب را حفظ مي كند تا نمره‌اش بالاتر باشد . در دوره ي متوسطه دانش آموز مطالب را به صورت تستي ياد مي‌گيرد تا در كنكور رتبه‌ي بالاتري كسب كند . معلم هم در اين انديشه است كه در وقت مقرر كتاب را تمام كند .

6 ) تربيت و امور تربيتي چيست ؟ ايا مي‌شود با يك بخش نامه‌ي يكي دو صفحه‌اي  , تربيت را احيا كرد ؟ آيا دانش آموزان تهران و كردستان و سيستان و بلوچستان نيازهاي يكساني دارند ؟ آيا در اين طرح به مسائل دختران و پسران ابتدايي و راهنمايي و متوسطه در شهر و روستا توجه شده است . آيا مسئولين آموزش و پرورش كه در دو سه دهه‌ي اخير ثابت بوده‌اند دغدغه‌هاي نيروهاي اصول‌گرا را شنيده‌اند و شعاري باب طبع آنها مطرح كرده‌اند ؟

7 ) امور‌تربيتي بخشي از آموزش و پرورش است و نمي‌توان به صورت جزيره‌اي بخشي از اين وزارت را تغيير داد و‌از ديگر بخش‌ها خواست در اين حوزه تاثير گذار نباشند . ايا معلمان دغدغه‌ي مالي ندارند و عدالت در  قالب « هماهنگ سازي پرداختها » اجرا مي‌شود ؟ ايا  استعداهاي ورزشي , هنري و علمي دانش‌آموزان در مدارس شكوفا مي‌شود و يا دانش‌آموزان به حفظ مطالب مي‌پردازند ؟ آيا باورهاي ديني و رفتارهاي اجتماعي در كودكان و نوجوانان نهادينه مي‌شود ؟ آيا راهي براي بهره‌بردن از انديشه , دانش و تجربه‌ي يك مليون فرهنگي در آموزش وپرورش وجود دارد ؟ آيا مدرسه و معلم به اندازه‌ي كافي وجود دارد ويا بخشي از اينده‌سازان ايران در كپرها و توسط سربازان وظيفه آموزش مي‌بينند ؟  و اما و اگرهاي ديگر .

8 ) اجراي مراسم صبحگاه , نمازجماعت , برگزاري مسابقه‌هاي قرآن , نهج‌البلاغه , تحقيق و پژوهش , شعر وداستان ، نقاشي و خوشنويسي , اجراي برنامه‌هاي مناسبتي ، تزيين مدرسه در مناسبتهاي ديني و ملي ، كشف و پرورش استعدادهاي هنري و ادبي دانش آموزان , اداره‌ي كتابخانه , رسيدگي به مشكلات رفتاري دانش‌آموزان , توجه به فعاليت‌هاي بسيج دانش آموزي , انجمن اسلامي و شوراي دانش‌آموزي  , تدريس قرآن و پرورشي ,  بخشي از فعاليتهاي يك مربي است . در كنار اين همه او بايد به انبوه بخشنامه‌ها پاسخ دهد و فرمها ودفاتر بسياري را تكميل كند . اگر مربي را به عنوان كارشناس امور تربيتي قبول داريم بايد از برنامه‌ريزي فشرده براي او خودداري كنيم . امكانات و بودجه‌ي مناسب در اختيار او بگذاريم واز او بخواهيم با توجه به موقعيت مكاني و سن و جنس مخاطب خود هدف‌هايي را انتخاب و برنامه‌ها را اجرا كند .

9 ) امورتربيتي در سطح وزارت در معاونتي به نام « معاونت تربيت بدني و امور تربيتي » اداره مي شود . هر چه فكر مي كنم بين اين دو بخش چه ارتباطي وجود دارد پاسخي نمي يابم . اگربگوييم بين اين دو واژه هم آوايي وجود دارد بيراهه نرفته‌ايم . اما اگر بگوييم با تربيت بدني مي‌توان به پرورش روح وروان پرداخت  معاونتي به نام تربيت بدني و هنر يا حرفه و فن نيز به ذهن خطور مي‌كند .

10 )  درخت پربار امورتربيتي ك 28 سال پيش توسط شهيدان رجايي وباهنر غرس شد نياز به احيا ندارد . بلكه محتاج رسيدگي و رشد مستمر است . آيا مربيان كه صاحبان اصلي امر تربيت در مدارس هستند از آموزش كافي برخوردارند آيا براي تحصيل بخشي از آنها در مقاطع  كارشناسي ارشد و دكترا در رشته‌هاي روانشناسي و تعليم و تربيت و بازگشت آنها به عرصه‌ي تعليم وتربيت فكري شده است ؟ چرا ما براي تربيت پزشك كودكان سرمايه گذاري مي كنيم اما براي تربيت مربياني كه هر روز با فرزندان اين آب وخاك در ارتباطند به كمترين‌ها قانعيم ؟ آيا هنگام تدوين طرح احيا امور تربيتي به نظرات مربيان توجه شده‌است . و چه فكري شده است تا چند سال ديگر طرح«  احياي مجدد امور  تربيتي »  ارائه نشود 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 22:36  توسط   | 

يكي از ضرب‌المثل‌هاي شيرين فارسي همين ” رفتيم ثواب كنيم كباب شد“ است . طبق اين مثل ، فردي در نظر دارد كاري انجام دهد كه بازده مثبتي داشته باشد اما به دليل محاسبه نكردن همه‌ي جوانب امر ، كار به گونه‌اي رقم مي‌خورد كه اين ضرب‌المثل به ذهن مي‌رسد .بسياري از تصميمات آموزش وپرورش مصداق همين ضرب المثل است يكي دو نمونه عرض مي‌شود اگر همكاران نمونه‌هاي ديگري را سراغ داشته باشند در بخش نظرها اضافه كنند .

1)        طرح ارتقاي شغلي : يكي از اصول مديريتي بهبود مداوم عملكردهاست . مثلاً ايران 40 سال پيش ،  كارخانه ي پيكان را احداث كرد . و در 40 سال فعاليت خود اتومبيلهايي يكسان توليد كرد درست است كه پيكان در سال 1340 اتومبيلي پيشرفته بود اما در سال 1384 بايد خط توليد آن برچيده مي‌شد اما همان سالها كشورهايي در جنوب شرقي آسيا اتومبيل‌هايي مانند پيكان وارد بازار كردند با اين تفاوت كه هر سال بر كيفيت آن افزودند .در نظام آموزش وپرورش نيز همين سخن مصداق دارد با اين تفاوت كه پيكان امروز و40 سال قبل را مي توان ديد و با هم مقايسه كرد اما ديدن و مقايسه ي آموزش وپرورش امروز و 40 سال قبل  چندان آسان نيست . نمي‌دانم كدام شير پاك خورده‌اي تصميم گرفت اين ارتقا بخشي را وارد آموزش وپرورش كند . با نظام ارتقا ،  افرادي كه در امر آموزشند و داراي امتيازاتي مانند مدرك تحصيلي ، تاليف هستند ماهيانه پولي در حدود 50 هزار تومان دريافت مي كنند كه به آن ارتقا مي‌گويند . تا چند سال پيش كه اين طرح اجرا نمي‌شد برخي از معلمين بنا به دلايلي مانند بيماري ، بي‌علاقگي به تدريس در جاهايي مانند شركت تعاوني ، بهداشت مدارس و يا سمعي بصري مشغول كار بودند .اما با مطرح شدن طرح ارتقا شغلي اين عزيزان فقط به خاطر برخورداري از ارتقا وارد كلاس شدند . تصور كنيد فردي كه 20 سال است تدريس نكرده و در شركت تعاوني آ‎موزش وپرورش ، تخم‌مرغ ،سانديس ، زرچوبه ، وپنكه مي فروخته و از 20 سال قبل كه ديپلم خود را گرفته از مطالعه هم دريغ كرده است وارد كلاس مي‌شود در حالي كه كتاب و روش تدريس عوض شده و او البته كلاس را اداره مي‌كند و آب هم از آب تكان نمي خورد . گاه به دليل بيماري توانايي نشستن را هم ندارد اما مخارج سنگين زندگي او را مجبور مي‌كند در برابر اين شرايط مقاومت كند حالا نتيجه ي ارتقا چه مي‌شود دولت محترم در نظر داشته با ارتقا شغلي ، كيفيت آموزشي را افزايش دهد اما با هزينه كردن ميلياردها تومان به آموزش وپرورش آسيب رسانده است

.2) يكي ديگر از جاهايي كه  آموزش و پرورش خواسته ثواب كند كباب كرده در هنگام محاسبه ي ضريب حقوقي بازنشستگان است طبق دستورالعمل‌ها ، حقوق بازنشستگي ، طبق دريافتي 2 سال آخر خدمت محاسبه مي گردد. يعني اگر يك فرهنگي در دو سال آخر خدمتش از مزاياي حقوقي مانند تدريس در روستا بهرمند شود در طول بازنشستگي نيز اين مزايا را دريافت خواهد كرد .ظاهراً طرح خوبي است اما بسياري از معلمان ، با 28 سال سابقه به روستا مي روند تا در آنجا تدريس كنند . البته در بين اين افراد معلمان توانايي هم يافت مي‌شود اما گاه فردي كه 30 سال پيش ديپلم گرفته و28 سال در كاري غير تدريس بوده راهي روستا مي‌شود تا تدريس كند ويا مدير مدرسه باشد البته هدف هرگز خدمت به آن روستايي محروم نيست بلكه هدف فقط پول است ونتيجه ي اين كار نيز مشخص است .

  اي كاش داستان ثواب وكباب در قوانين آموزش وپرورش مواردي معدود بود اما متاسفانه قاعده ي اصلي براي قانون‌گذاري در آموزش وپرورش تبعيت كردن از اصل ثواب وكباب است . مثلاً وقتي مي‌گويند مقال‌نويسي امتياز دارد هر فردي به سراغ يافتن مطلبي از جايي وارائه‌ي آن به عنوان مقاله است .ويا هنگامي كه مي‌گويند 4 سال حضور در بسيج يك گروه دارد بسياري كه اعتقاد چنداني به بسيج ندارند به هواي گرفتن گروه در زير اين درخت طيبه گرد مي‌آيند .

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 23:29  توسط   | 

نقدي بر انتخاب معلم نمونه

مقدمه

 الف ) یکی از شیوه های پیشرفت در امور فرهنگی،علمی ، ورزشی وحتی اقتصادی برگزاری مسابقه و اعلام نفرات برتر است . از این راهکار در همه ی جهان استفاده می شود. اهدای جایزه نوبل ، المپیادهای علمی والمپیک نمونههای جهانی این امر است که برخی از آنها قدمتی صدساله دارد .در ایران نیز نمونه های متعددی از این مدل اجرا می شود . انتخاب ده  ورزشکار برتر و قهرمان قهرمانان از طرف صدا و سیما و با همکاری سازمان تربیت بدنی ، انتخاب صادر کنندهِ ی نمونه ازسوی مراکز اقتصادی ، انتخاب بهترین فیلم و بازیگر وکارگردان درجشنواره ی فیلم فجر از مدلهای موفق این برنامه است .

  ب) انتخاب فردی به عنوان نمونه در هر هنر ورشته وحرفه -  به ویژه اگر با جایزه ی ارزنده وتبلیغات مناسب باشد    باعث گرایش دیگران به سمت وسوی راه او می شود .- مثلاً گرفتن سیمرغ بلورین درجشنواره ی فیلم فجر باعث گرایش فیلمسازان جوان به سمت موضوع یا شیوه ی فیلمساز فيلم برتر می شود .-  اما متاسفانه در مورد معلم نمونه به دلیل تسلط فرم های اداری ونبود داوری های هوشمندانه هیچ شیوه ی جدید تدریس ویاروش مدیریتی برجسته نمی شود

ج) معمولاً به دلیل تسلط فرم ، افرادی به عنوان معلم نمونه انتخاب می شوند که از بدنه ی اصلی آموزش و پرورش- معلم ، مدیر ،معاون -  نیستند .  امتیاز دهی به اموری مانند تالیف ، شرکت درکنگره و  مدرک تحصیلی موجب شده است بیشتر معلمان نمونه ، معلم نباشند!!!  بلکه از بین اساتید دانشگاه تربیت معلم انتخاب شوند به عنوان مثال در سال 85-  84 از میان 21 معلم نمونهِ کشوری 16 نفر دارای مدرک کارشناسی ارشد ودکتری بود در حالی که فقط 3%  فرهنگیان دارای مدرک بالاتر از کارشناسی هستند .

د) مرحله ی نخست انتخاب معلم نمونه در مدرسه انجام می گیرد . دراین مرحله هر مدرسه ای که مثلاً ده فرهنگی دارد باید یک نفر را به عنوان معلم نمونه انتخاب کند تا این معلم در مراحل بعد شرکت کند . اما گاه در مدرسه ای 2 یا 3 معلم خلاق ونمونه وجود دارد ولی مدیر مدرسه موظف است فقط یک نفر را معرفی کند و درمدرسه ای دیگر هیچ معلمی که فعالیت شاخصی انجام داده باشد نیست اما مدیر مدرسه ، فضیلتی برای یکی پیدا می کند تا او به عنوان معلم نمونه ی مدرسه انتخاب ولوح سپاس وجایزه ای دریافت کند .

د ) یکی از قوانین انتخاب معلم نمونه آن است که هر فرهنگی که به عنوان معلم نمونه انتخاب شد تا 3 سال نمی تواند فرم معلم نمونه راتکمیل نماید . گمان نمی کنم شبیه چنین بندی در هیچ جشنواره و مسابقه ای ودر هیچ کجای این عالم خاکی وجود داشته باشد یک بازیگر می تواند چند سال در یک جشنواره بازیگر برتر شود و  یک فوتبالیست می تواند چند سال دنبال هم  بهترین بازیکن ایران ، آسیا یا جهان شود اما یک معلم نمی تواند دوسال پیاپی معلم نمونه ی يك مدرسه گردد .

ه) یکی از عوامل تاثیر گذار در هر مسابقه جایزه وتبلیغات آن است  . از بین بیش از یک میلیون فرهنگی 20نفر به عنوان معلم نمونه ی کشوری انتخاب می شوند یعنی از هر 50 هزار نفر یک نفر ، تا چند سال قبل به این افراد سکه می دادند. اما یکی دو سال است به دلیل گران شدن نفت ،آنان به  سفر زیارتی حج  فرستاده می شوند .اگر هر فرهنگی ماهیانه 10 تومان به این امر خداپسندانه اختصاص بدهد سالی 120 میلیون تومان می شود .   پیشنهاد می شود لااقل به این افراد تسهیلاتی برای تحصیل در مقاطع بالاتر ویا تورهایی به مدارس کشورهای توسعه یافته در نظر بگیرند .

اکنون برای آشنایی با جشنواره ی معلم نمونه که 25 سال است برای یک میلیون فرهنگی اجرا می شود به بررسی بندهای آن می پردازیم .